تبلیغات
انواع مطالب طنز

انواع مطالب طنز

سلام

سلام دوستان. اگر از مطالب وبلاگ من

راضی بودید یک کلیک نا قابل روی
 
ادرس سایت من (navid1378.mihanblog.com)در نظر سنجی

 وبلاگ
toop89 بکنید.


کلیپ سوتی

سلام.
یه فیلم سوتی از مجری تلوزیون گذاشتم.
حتما دانلود کنید.

دانلود


یک شعر خنده دار

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس
گفتم: سلام حافظ  گفتا : علیک جانم
گفتم: کجا روی؟ گفت والله خود ندانم
گفتم : بگیر فالی گفتا نمانده حالی
گفتم: چگونه ای؟ گفت: در بند بی خیالی
گفتم که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟
گفتا که می سرایم شعر سپیدباری
گفتم: ز دولت عشق، گفتا: کودتا شد
گفتم: رقیب، گفتا: کله پا شد
گفتم: کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی؟
گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم: بگو، ز خالش، آن خال آتش افروز؟
گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز
گفتم: بگو ز مویش، گفتا که مش نموده
گفتم: بگو، ز یارش، گفتا ولش نموده
گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟
گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون
گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟
گفتا: خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم: بگو، ز ساقی حالا شده چه کاره؟
گفتا: شدست منشی در دفتر اداره
گفتم: بگو؛ ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا: که دست خود را بردار از سر دل
گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم: بگو، ز محمل یا از کجاوه یادی
گفتا: پژو، دوو، بنز یا گلف نوک مدادی
گفتم که قاصدت کو آن باد صبح شرقی
گفتا که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره
گفتا: به جای هدهد دیش است و ماهواره
گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟
گفتا: به پست داده، آورد یا نیاورد؟
گفتم: بگو ز مُشکٍ آهوی دشتِ زنگی
گفتم: سراغ داری میخانه ای حسابی؟
گفتا: آنچه بود از دَم گشته چلو کبابی
گفتم: بیا دو تایی لب تر کنیم پنهان
گفتا: نمی هراسی از چوب پاسبانان؟
گفتم شراب نابی تو دست و پا نداری؟
گفتا که جاش دارم وافور با نگاری
گفتم: بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم اَز ته زدند آن ها
گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتی؟
گفتا: ندیده بودم هالو به این خرفتی
منبع:POEM77.PERSIANBLOG.COM


پ ن پ

یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!


با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم


تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه آدم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زودتر از موقع نمرده باشه
زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای‌ بیایی تو ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خوام ببینم اف ف سالمه یا نه


صبح رفتم کنکور بدم. مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم اینجا برم دستشویی


ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده، واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بغل گفت آقا بنزین برای ماشینت می خوای؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم


رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!


پ ن پ خیلی خفن

لامپ اتاقم سوخته ، بابام اومده میگه میخوای عوضش کنی ؟؟؟
پَ نَ پَ میخوام بهش پماد سوختگی بمالم خوب بشه
.
.
.
یارو زنگ زده خونه ما میگه اداره ثبت احوال ؟ میگم نخیر . میگه ااااا اشتباه گرفتم ؟
پَ نَ پَ شما درست گرفتی ، من اشتباه برداشتم !
.
.
.
با دوستم رفتیم بام تهران ، یه یارو تو بانجی جامپینگ داشت بالا پایین میرفت ، دوستم میگه اگه این کش پاره بشه میخوره زمین داغون می شه ؟
پَ نَ پَ میخوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره
.
.
.
زنگ زدم اورژانس میگم تصادف شده ، یارو میپرسه کسی هم صدمه دیده ؟
پَ نَ پَ فقط زنگ زدم بگم همه سالمند که از نگرانی درتون بیارم !
.
.
.
از خواب بیدار شدم بابام اومده میگه بیدار شدی ؟
پَ نَ پَ خوابم خودمو زدم به بیداری !
.
.
.
رفتم چشم پزشک
میگه واسه سرخی چشمتون اومدین ؟
پَ نَ پَ سرخیش عادیه وسطش سیاه شده

.

.

.

رفتیم رستوران ، میگم ۲تا جوجه لطفا ، میگه جوجه کباب ؟
پَ نَ پَ ازین جوجه رنگیا ، یه قرمز بدین یه سبز !
.
.
.
به داداشم میگم سر رات داری میای یه لیوان آبم بیار ! بهم میگه تشنته ؟؟؟
پَ نَ پَ من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ، ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم
.
.
.
رفتیم کوه دارم چوب جمع میکنم
میگه میخوای با چوبا آتیش درست کنی ؟
پَ نَ پَ پشت دریاها شهریست ، قایقی خواهم ساخت
.
.
.
داداشم میخواد ببینه چند کیلوه ، میگه برم رو ترازو ؟
پَ نَ پَ کلیک راست کن رو خودت ، برو تو پروپرتیس ببین چند کیلویی !!!
تازه میخنده میگه : احمق جون اگه موسو رو خودم نگه دارم مینویسه چند مگم !!!
.
.
.
پایان نامم تموم شده زنگ زدم به استاد میگه میخوای دفاع کنی ؟
پَ نَ پَ میخوام حمله کنم !!!
.
.
.
به رفیقم میگم گوشیمو جا گذاشتم خونه ، گوشیتو چند لحظه بده ، میگه میخوای زنگ بزنی ؟
پَ نَ پَ میخوام ببینم کلیپ خانوادگی جدید چی داری تو گوشیت !
.
.
.
تو خیابون کفتر رو سر دوستم طرح زد ! بعد دست میکشه سرش میگه ااااااااه کفتر بود ؟
پَ نَ پَ پری دریایی بود بوس فرستاد !
.
.
.
ماشینو تو روزنامه تبلیغ کردم ، میگه میخوای بفروشیش ؟
پَ نَ پَ معدلش بیست شده ازش قدردانی کردم
.
.
.
تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید ، یارو میپرسه دزد بود ؟
گفتم پَ نَ پَ رفیقم بود اومده بود امانتیش رو پس بگیره ، فقط خواست هیجانش بیشتر باشه
.
.
.
رفتم از قسمت قفسه باز کتابخونه ۲تا کتاب برداشتم آوردم گذاشتم جلوی مسئولش که وارد حسابم کنه ؛ میگه : میخوای ببریشون ؟
پَ نَ پَ اومدم کتابارو بهت توصیه کنم بخونی ، میانگین ساعت مطالعه مملکت بره بالا

                                                                      منبع:dailysms.ir


یه داستان طنز

چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت.

هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم” .

چرچیل از علاقه‌ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.

راننده با دیدن اسکناس گفت: “گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می‌مانم!”

گردآوری: مجله آنلاین روز شادی


4 تا جک باحال

1- به ترکه میگن تا حالا قارچ خوردی؟ میگه: نه ولی یه بار جرخوردم!

2- یه یارو جانباز 99 درصد بوده، می‌گوزه میمیره

3- به یک گوسفنده میگن آرزوت چیه ؟میگه آرزو دارم اگر سوار وانت شدم جلو سوار بشم

4- به ترک میگن یه معما بگو،‌ میگه: اون چیه که درازه،‌ زرده، موزه؟!

منبع:WWW.FARSI-JOK.BLOGSKY.COM


پ ن پ باحال

زنگ زدم عکاسی نوبت بگیرم واسه عکس گرفتن ، دختره گوشی رو برداشته ، میگم ببخشید خانم امروز وقت خالی کی دارید ؟ میگه واسه عکس گرفتن ؟ پَـــ نَ پَـــ واسه اینکه با خونواده خدمت برسیم !!! بعد میخنده میگه ۶ وقت داریم . بهش میگم قبل از ۶ هم کسی نوبت داره ؟ میگه پَـــ نَ پَــــ امروز رو کلا واسه شوهر آیندم خالی کردم .
به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو … میگه روشنش کنم ؟
پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو … من هُل میدم روشن شه ….
رفتیم کوه … دارم چوب جمع میکنم …
میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟
پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت …
مانتوش ۱۵ سانت بالای باسن مبارکشه، آرایششم که شبیه جن و پری شده … حالا بماند که موهاش قرمزه !
میگه به نظرت برم بیرون گشت ارشادم بهم گیر میده ؟!
پَـــ نـ پَـــ میبرنت صدا و سیما تو برنامه‌ی زلال احکام به سوالات شرعی مردم پاسخ بدی
دارم به خواهر زادم دیکته میگم … رسیده آخر خط میگه دایی برم سر خط ؟!
پَ نـــ پَ بقیشو رو فرش بنویس !
پشه نشسته رو پام داره خونمو می خوره , دستم رو بردم بالا بزنمش یهو داداشم میگه اااا می خوای بکشیش؟! پَـــ نَ پـَـَـ خونش رو خورده می خوام بزنم پشتش آروغ بزنه ببرم بخوابونمش !!
اسپری سوسک کش زدم به سوسکه، سوسکه افتاده به پشت دست و پا میزنه…هم خونه ایم اومده میگه داره جون میده..؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ قیافه تورو دیده از خنده ریسه رفته
دیشب با دوستم داشتیم حکم بازی میکردیم … بی بی انداختم …
میگه بی بی بازی کردی؟
پَـــ نَ پَـــ انداختم وسط یه شوهر خوب واسش گیر بیاریم

میگم دوست پسرم همش شک داره میخوام ازش جدا شم میپرسه به تو؟پـَـَـ نَ پـَـَــــ به نتیجه ی انتخابات ریاست جمهوری ٢سال پیش

گزارش گر صدا و سیما در حال تهیه گزارش از وضعت کار و اشتغال جوانان…
سلام شمااز وضعیت کاری جوانان راضی هستین؟؟
بله…
-خودتون کجا کار می‌کنید؟؟
…- تو گاوداری..!!!
- کارگر هستین؟؟؟
- پَـــ نَ پَـــ…گـاویم…لباس کارگر پوشیدیم میخوایم از بیمه بیکاری استفاده کنیم
منبع:سایت فان میهن


پ ن پ توپ

لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار میکنم بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه ؟ میگم…

پَـــ نَ پَـــ رو زمین داشت گریه میکرد گذاشتمش رو دلم آروم بگیره بعد بش میگم کاری داری باش مگه ؟ میگه پَـــ نَ پَـــــ صدا گریه اش تا تو اتاق من میومد اومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن
پارتی بودیم … ملت اون وسط داشتن دستارو تکون میدادن و میرقصیدن …
رفیقم میگه دارن میرقصن!؟
پَـــ نَ پَــــ اینجا گیر افتادن! دارن برای هلیکوپتر امداد دست تکون میدن تا نجاتشون بده
رفتیم واسه عروسی باغ اجاره کنیم … یارو میگه جای امن میخای ؟
پَـــ نَ پَـــ یه باغ بده تجاوز خورش خوب باشه مهمونا روش حساب کردن !
چشام پر اشک، بغض تو گلوم
میگه میخوای گریه کنی ؟!
پَـــ نَ پَــــ میخوام ببینم با چشام میتونم بشاشـم ؟!
بابام با چکش به جای میخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پایین …
تازه میپرسه خورد به دستت؟
پَـــ نَ پَـــ یاد گل خداداد عزیزی به استرالیا افتادم، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلی بود عجب گلی
یارو با موتور زده بهم ….خوردم زمین سرم شکسته داره خون میاد اومده میگه سرت داره خون میاد؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ من خودنویسم جوهرم پس داده
تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید
دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره
به داداشم میگم سر رات داری میای یه لیوان ابم بیار بهم میگه تشنته میگم:پـَـَـ نَ پـَـَـــ من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم
رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین، میگه بال مرغ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم
دختره داره غرق میشه میگم دستتو بده به من میگه می خوای نجاتم بدی؟!
پَـــ نَ پـَـــ میخوام واست لاک بزنم!
دوستم پشت چراغ به ماشین بغلی گفت خانوم میشه شمارتونو داشته باشم ؟
دختره شصتشو بلند کرد ،بعد رفیقم میگه به نظرت بهم بیلاخ داد؟
گفتم پَـــ نَ پَــــ پیشنهادت خیلی قشنگ بود داره لایک میکنه


جک توپ 2

-به یارو  میگن نظرت راجع به گل چیه ؟ میگه همان بس که در قرآن آمده "گل هو الله احد"

19-یک روز در یخچال یه یارو  کنده میشه جاش پرده میزاره !

20-یارو  می خواسته زیر بارون خیس نشه ، هی جاخالی می داده .

21-یكی میره پیش خدا میگه : خدایا چرا زنها اینقدر زیبا هستند ؟ خدا میگه : تا شما مردها اونها رو دوست داشته باشید ، بعد میپرسه پس چرا اینقدر احمقند ؟ خدا میگه : آخه اونها هم باید شما مردها رو دوست داشته باشن دیگه!

22-یارو  بادكنك فروشی باز میكنه بالای مغازه اش میزنه بادكنك اعلا به شرط چاقو

23-یه كبوتره مست میكنه بجای نامه ایمیل میده

24-یه یارو  داشته پرتقال پوست میكنده با خودش میگفته خدا كنه داخلش موز باشه

25-یه روز یارو  ، البرادعی رییس سازمان آژانس اتمی رو میبینه میگه آقا ببخشید شما دكترید یارو میگه آره . یارو  می گه شما اگه دكترید چرا تو آژانس كار میكنید!

26-یه روز یه قورباغه قرص اكس میخوره ، كرال پشت میره .

27-كرم ابریشم قرص اكس می خوره پلیور می دوزه !

29-به آمریکا میگن چرا اومدی عراق؟ میگه آخه امام حسین طلبید! میگن کی میری؟ میگه هر وقت امام رضا بطلبه!

-دلم میخواد بخورمت، نه بخاطر اینكه عسلی، نه بخاطر اینكه جیگری، فقط...فقط میخوام یه گوهی تو زندگیم خورده باشم

منبع:a2.javanblog.com


جک توپ 1

-یه مرده تو رستوران غذاش و می زاره روی میز و می ره دستشویی برای اینكه كسی به غذاش دست نزنه یه یادداشت می زاره كنارش كه كسی به غذای من دست نزنه زیرش هم امضا می كنه قهرمان بوكس. بعد میاد می بینه غذاش نیست و جاش یه یادداشته كه نوشته: من غذات و بردم. قهرمان دو !

6- مشترك گرامی دسترسی به این جوك امكان پذیر نمی باشد

7-یه بار یه یارو تویه یك عملیات تروریستی با كایت خودشو میزنه به كاخ سفید آمار كه میگیرن میبینن ۱۰۰ نفر كشته شدن ۹۹ نفر از خنده ۱ نفر هم خود یارو

8-پیکانه بنزین سوپر میزنه.. ترمز دستیش نمی خوابه!

9-یارو داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتوموبیل در لاین مخالف در حرکت است" یارو همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن ...

10-یارو به شکمش میگه: تا کی من کار کنم تو بخوری شکمش جواب داد : میخوای من کار کنم تو بخوری.

12-یارو زنگ میزنه خونه ی دوست دخترش بابای دختره گوشیو بر میداره یارو هول میکنه میگه ببخشید میدون انقلاب کدوم طرفه ؟

13-یه روز یارو تو خیابون داشته میرفته , یکی بهش میگه آقا چرا پای چشت کبوده یارو میگه : جان من ؟ درد هم میکنه ؟

14-یارو  میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست . با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟؟!!

15-كیانوش داشته نماز میخونده میره قنوت بعد میگه " ربنا آتنا فی الدنیا ...." یه دفعه سحرناز میگه : ها ای آتنا كی بیده؟؟

منبع:a2.javanblog.com


شعر طنز

سحرگاهان به قصد روزه داری

 شدم بیدار از خواب و خماری
برایم سفره ای الوان گشودند

 به آن هر لحظه چیزی را فزودند
برنج و مرغ و سوپ وآش رشته

 سُس و استیک با نان برشته
خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم

 کمی از این کمی از آن چشیدم
پس از آن ماست را کردم سرازیر

درون معده ام با اندکی سیر
وختم حمله ام با یک دو آروغ

 بشد اعلام بعداز خوردن دوغ
سپس یک چای دبش قند پهلو

 به من دادند با یک دانه لیمو
خلاصه روزه را آغاز کردم

 برای اهل خانه ناز کردم
برای اینکه یابم صبر و طاقت

 نمود م صبح تا شب استراحت
دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا

 کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا
به افطاری برایم شد فراهم

 زدم تو رگ کمی از زولبیا هم
وسی روزی به این منوال طی شد

 نفهمیدم که کی آمد و کی شد
به زحمت صبح خود را شام کردم

 به خود سازی ولی اقدام کردم
به شعبان من به وزن شصت بودم

 به ماه روزه ده کیلو فزودم
اگرچه رد شدم در این عبادت

 به خود سازی ولیکن کردم عادت
خدایا ای خدای مهر و ناهید

 بده توش و توانی را به« جاوید»
که گیرد سالیان سال روزه

 اگرچه او شود از دم رفوزه

منبع:jok20.blogsky.com


جک جدید

به یک ترکه میگن: 2*2 چند می‌شه؟ میگه: 5 تا! می‌گن: برو بابا، 4 تا میشه! میگه: آخه من از یه راه دیگه رفتم!

- ترکه فیلم جیمز باند میبینه خیلی خوشش میاد. یکی ازش میپرسه اسمت چیه میگه: فَر...گضن فر!


 ترکه و تهرونیه دعواشون میشه، میبرنشون کلانتری. افسرنگهبان از تهرونیه میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری... افسره حسابی چپ و راستش میکنه، میگه: بی پدر فکر کردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ تهرونیه که حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمی‌گرده به ترکه میگه اسم توچیه؟! ترکه اسمش قلی بوده، یکم فکر میکنه بعد با ترس جواب میده: قولیدون!


 تو جزیره آدم‌خورا یک بابایی میره ساندویچ فروشی، یک ساندویچ مغز سفارش میده. ساندویچیه میگه: میشه 2 تومن. مرده عصبانی میشه میگه: یعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پیش یک تومن بود! ساندویچیه میگه: آخه این مغز تهرونیه، بابا ‌بالاخره یک کلاس خاص خودشو داره. مردک هم ساندویچش رو میخوره و چیزی نمی‌گه. هفته دیگه میاد دوباره یک ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه:‌شد 10 تومن! یارو خیلی شاکی میشه، میگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندویچیه میگه: آخه عزیز من،‌این دفعه مغز رشتیه، کلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چیزی نمی‌گه و پول و میده و ساندویچش رو می‌خوره. هفته بعد دوباره میاد و یک ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه: میشه 100 تومن! یارو دیگه پاک شاکی میشه و ساندویچ رو می‌کوبه رو میز داد میزنه: این چه مسخره بازیه دراوردی؟! ساندوچیه میگه:‌آخه عزیز من،‌این یکی مغز ترکه،‌ باید 100 تا کله بشکنیم تا ازش یک ساندویچ دربیاد!!


155- ترکه زمین میخوره، برای اینکه سه نشه تا خونه سینه خیز میره!


- یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه!


- ترکه پسرش رفته بوده زیر ماشین، با سنگ میزنه درش بیاره!


- ترکه میخواسته زیردریایی آمریکاییا تو خلیج فارس رو غرق کنه، در میزنه فرار میکنه!


- ترکه میخواسته بره هر چی راهزنه اطراف تبریزه  دهنشون رو سرویس کنه. ملت هم میان هر کی یه چیزی براش میارن، یکی شمشیر میاره یکی خنجر میاره و حسابی مسلحش میکنن. خلاصه ترکه راه میفته و بعد از یک هفته خونین و مالین برمی‌گرده. مردم دورش جمع میشن، می‌پرسند: چی شد؟ چی کار کردی؟ ترکه پامیشه یا حال زار میگه: بابا یه دستم شمشیر بود یه دستم خنجر، با دندونام می‌جنگیدم؟!


- ترکه به دوستش میگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه. اصغر میره عقب ماشین، میگه: کار می‌کنه، کار نَمی‌کنه، کار می‌کنه، کار نَمی‌کنه...!


- به ترکه میگن سه تا میوه نام ببرکه با سین شروع بشه میگه: سیب، سیر، سحر! میگن: سحر که میوه نیست؟! میگه: نمیدونی چه هلوییه!


- ترکه میره شکار خرگوش، صدای هویج در میاره!


- ترکه تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی میزون میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی، پول دادی، قیافه دادی، خانواده خوب دادی...فقط ازت یه چیز دیگه میخوام..اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت مسیح‌! خودت کمکم کن! ترکه از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده!‌ خودم میرم!


- آوینی تو جنگ کشته‌میشه، به ترکه میگن برو یه جوری به خانوادش خبربده. ترکه میره دم خونشون زنگ میزنه، زن یارو میگه: کیه؟ ترکه میگه: ببخشید،‌ منزل شهید آوینی؟!


- ترکه زنگ میزنه خونه رفیقش میگه: غضنفر! من لهجی دارم؟ رفیقش میگه: آره!‌ میگه: پس گحط کن دوباره میگیرم!


- یارو ترکه عرق میخوره می‌برنش کلانتری شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق میزنه، بعد شلاقو می‌ده به یکی دیگه میگه: برادر حسین! بیا شماهم یه فیضی ببر!‌ یارو هم چند تا میزنه و میده به اونیکی میگه: برادر اکبر شما هم بیا یه فیضی ببر! خلاصه چند نفری دهن یارو رو .... بعد که کارشون تموم میشه میان از اتاق برن بیرون، ترکه میگه: برادر‌ا! لااقل درِ فیضیه رو ببندین!


- اواهه میخوره زمین، میگه: اِوا! تو هم جاذبه!


- ترکه با ماشین میره تو دره، بهش میگن: چی شد بابا؟ چرا افتادی تو دره؟ میگه: والله ما داشتیم تو جاده با ماشین میرفتیم، هی جاده پیچید، من پیچیدم، ‌دوباره جاده پیچید، باز من پیچیدم،‌ یهو جاده پیچید، من نپیچیدم!


- ترکه و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن ترکه وقتی شب میره بخوابه، یک یادداشت برای ترکه می‌گذاره که: منو فردا ساعت 6 بیدار کن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه، ‌می‌بینه ترکه براش یک یادداشت گذاشته که: پاشو زنیکه خر! ساعت شیشه!


- ترکه از ساختمون ده طبقه میفته پایین، همه جمع میشن دورش، ازش میپرسن: آقا چی شده؟ میگه: والله منم تازه رسیدم!


- ترکه میفته تو جزیره آدم خورا، آدم خورا می‌گیرنش، رئیسشون میگه: اینا رو پوستشون رو میکنیم باهاش قایق درست میکنیم. ترکه هم یه چاقو ور میداره می‌گذاره رو شکمش، میگه: جلو نیاید وگرنه ‌قایقتونو سوراخ میکنم!


- تلویزیون داشته گل خداداد عزیزی رو به استرالیا نشون میداده، ترکه تماشا می‌کرده. دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون میدن، ترکه شاکی میشه، میگه: ‌حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگیردش!


- ترکه خودشو دار می‌زنه، بعلت ضربه مغزی می‌میره! میان می‌بینند با کِش خودشو دار زده!


- یه جایی جشن بوده، ترکه همینجوری میره تو و شروع میکنه به رقصیدن و بخور بخور. یکی ازش میپرسه: ببخشید! شما رو کی دعوت کرده؟ ترکه میگه: من از خونواده عروسم. یارو میگه: ببخشید، ولی اینجا جشن تولده!


- ترکه تو مسابقه بیست سوالی شرکت میکنه، قبلش بهش میگن جواب بیسکویته، ولی تو همون اول نگو، اولش یه چند تا سوال کن که ضایع نشه. ترکه میگه باشه و میره تو مسابقه، میپرسه: آقا، یک کویته؟! یارو میگه: نه. میگه: دوکویته؟ همینجوری میگه تا میرسه به نوزده کویت! یارو میگه: من یه راهنمایی بهتون میکنم، با چایی هم میخورنش. ترکه میگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!


ترکه میره امام رضا احساساتی میشه میگه:‌ امام علی قربون لب تشنت برم پس کی ظهور میکنی؟!


- یارو زبونش میگرفته میره داروخونه میگه: آقا اشپیل داری؟ میگه: اشپیل دیگه چیه؟ میگه: بابا اشپیل دیگه. یارو میگه: یعنی چی؟ درست تلفظ کنین من بفهمم. یارو میگه: بابا جان اشپیل، دیگه! یارو میگه: آقا من که نمیفهمم شما چی میگین، بگذارین به همکارم بگم شاید اون بفهمه. رفیق یارو هم زبونش میگرفته، میاد. بهش میگه: آقا اشپیل دارین، یارو هم میره براش یه چیزی میاره بهش میده و میره، بعد همکارای یارو ازش میپرسن: این چی میخواست؟ میگه: اشپیل! میگن: بابااین اشپیل دیگه چه کوفتیه!؟ اصلاً برو یکم از این اشپیل ور دار بیار ببینیم چیه. یارو میره و بر میگرده میگه: اشپیل تموم شد

منبع::www.joktorki.parsiblog.com


جک با حال

- عربه هی میگوزیده، بعدش یک لیوان آب میخورده. ازش میپرسن: چرا هی بعد از گوزیدن آب میخوری؟ میگه: ولک، اگه آب نخورم که گرد و خاک میشه!

192- ترکه میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده!


193- ترکه 19 تا بچه داشته،‌ بهش میگن: چرا یک بچه دیگه نمیاری، رُند شه؟! میگه: فرزند کمتر، زندگی بهتر!


194- ترکه میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ ترکه میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!


195- دو تا ترکه میرن یک رستوران کلاس بالا، ‌دو تا کوکا سفارش میدند‌، بعد هم یکی یک ساندویچ از کیفشون درمیارند، ‌شروع می‌کنند به خوردن. گارسونه میاد میگه: ‌ببخشید،‌شما نمی‌تونید اینجا ساندویچ خودتونو بخورید. ترکا یک نگاهی به هم می‌کنند، ‌ساندویچاشونو باهم عوض می‌کنند!


196- ترکه 10 تومن میندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ یک ماشین میزنه بهش، درب و داغونش میکنه. همون وقت یک بابای دیگه‌ای داشته یک پولی مینداخته تو همون صندوق، ‌ترکه با حال زار پامیشه، ‌میگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!


197- ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش،‌ بابای طرف گوشی رو برمیداره، هول میشه میگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه!


198- ترکه کفترشو گم میکنه، تو روزنامه آگهی میده: بیه بیه!


199- کرده تو کردستان پونزده نفرو می‌کشه، تو دادگاه به حداکثر مجازات محکوم میشه. می‌گیرن شلوارشو درمیارن،‌ پاش استرچ می‌کنند!


200- سیاه پوسته میگوزه، زنش تا یه هفته داشته از رو زمین دوده جمع میکرده!


351- زن و شوهری به سینما رفتند. در اواخر فیلم، زن، شوهرش را صدا زد و گفت: این کسی که بغل دست من نشسته از اول فیلم تا حالا خواب است. مرد با ناراحتی جواب داد: به درک که خواب است. حالا چرا منو از خواب بیدار کردی؟


352- زن: اگه امشب نیایی بریم خونه مامانم دیگه منو نمی‌بینی! مرد: برای چی؟ زن: واسه اینکه چشمهاتو درمی‌آورم!


353- مرد: قسم می‌خوری که منو به خاطر پولهایم دوست نداری؟ زن: هزارتومن بده تا قسم بخورم!


354- دیوانه اولی: ببینم، مگه تو کری که جواب سلام منو نمی‌دی؟! دیوانه دومی: نه اون احمد داداشمه که کره، من لالم!


355- صاحبخانه: هر وقت می‌گویم اجاره را بده، می‌گویی: بگذار حقوق بگیرم، پس کی حقوق می‌گیری؟ مستاجر: هر وقت که استخدام شدم!


356- پسر کوچولو رو به مادرش کرد و گفت: من نمی‌دانم چرا شب‌ها که دلم نمی‌خواهد بخوابم به زور مرا می‌فرستی بخوابم ولی صبح‌ها که دلم نمی‌خواهد از خواب بیدار شوم به زور مرا بیدار می‌کنی؟


357- احمق کسی است که به همه چیز اطمینان کامل داشته باشد. مطمئنی؟ صددرصد!

منبع:www.joktorki.parsiblog.com


جک

- ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، میگه: عزیزم من لهجه دارم؟ دختره میگه: آره. ترکه میگه: پس من قطع میکنم دوباره میگیرم!

181- ترکه زنگ میزنه خونه دوست دخترش، باباش ور میداره، هول میشه میگه: ببخشید توپمون افتاده!


182- ترکه میره تو خواربار فروشی میگه: نیم کیلو پنیر بدین، یارو بهش میگه: ببخشید، شما ترکین‌؟ میگه: از کجا فهمیدین؟ میگه: از لهجتون. ترکه با خودش میگه: من باید این لهجمو درست کنم. پا میشه میره خارج بعد از ده سال برمیگرده، میره همون جا میگه: آقا نیم کیلو پنیر بدین. یارو باز میگه: آقا شما ترکین؟ میگه: اِاِا... از کجا فهمیدی؟ مگه من هنوز لهجه دارم. یارو میگه: نه، ولی آخه اینجا پنج ساله که بانک شده!


183- شیره‌ایه میخواسته تاکسی بگیره، ‌به یک تاکسی میگه: مُشتقیم! تاکسیه،‌ پنج متر جلو تر نگه میداره. یارو میگه:‌ ای بـابـا! من که می‌خواستم اونجا پیاده شم!


184- ترکه تو مسابقه بیست سوالی شرکت میکنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی که ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بکن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. ترکه میگه: مِریه؟ میگه: نه. ترکه میگه: جاندارمریه؟


185- به ترکه میگن: ‌نظرتون راجع به سریال امام علی چیه؟ میگه: خیلی عالیه، فقط اگه میشه یخورده قطام شو بیشتر کنید!


186- ترکه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا می‌خواسته واسه شاشیدن تو آب جریمش کنه. ترکه داد و بیداد می‌کنه که:‌ خوب بابا همه تو آب می‌شاشند! یارو میگه: ‌آره، ولی نه از رو دایو!


187- ترکه تو اتوبوس واستاده بوده، یهو میبینه بند کفشش بازه. به کنار دستیش میگه: آقا قربون دستت، ‌یک دقیقه این میله رو نگردار من بند کفشم رو ببندم!


188- ترکه زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این چه تصاویره مستهجنی بود که تو ان سریال امام علی نشون دادید؟! یارو بهش میگه: قربان ما که فقط پاها رو نشون دادیم. ترکه میگه: بابا تلوزیون من پرش داشت، همه جاشو دیدیم!


189- ترکه زنگ میزنه به صدا سیما، میگه: بابا این چه وضعیه؟! این سریال امام علی که همش بدآموزی داره! یارو میگه:‌چرا آقا؟‌ برای چی؟ ترکه میگه:‌ بابا الان دو هفته‌ست هروقت میام پسرمو تنبیه کنم،‌ میدوه میره تو کوچه لخت میشه!


190- یارو ترکه تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، ترکه میگه: بچه‌ها در رین صاحابش اومد!


پ ن پ جدید

1-دیروز بعد از اینکه دو تا سنگک گرفتم رفتم چنتا هم لواش بگیرم.شاطر یه نگاه به من و یه نگاه به سنگکا انداخت گفت آقا نون لواش میخوای؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ سنگکا رو آوردم چرخ و فلک سوارشن بلکه دلشون واشه!!!
2-دختره اومده انگشتر بخره میگه کوچیکه. میگم خانم میشه بزرگش کرد. میگه یعنی یه تیکه بهش اضافه می کنید ؟ پـَـ نـَـ پـَـ چند ماه بهش آب و دونه میدیم خودش بزرگ میشه.
3-رفتم آموزش دانشكده ،مسوول دانشكده داشت مداركمو تكمیل میكرد گفتش شماره شناسنامه داری؟
گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ گذر موقت هستم سه ماه سه ماه تمدیدش میكنم

4-جمعه كویر بودم تو گوشیم ماسه رفته خراب شده. دیروز بردم گارانتی ، میگه گوشیتون خرابه؟ گفتم پـَـ... گفت : خفه شو بی شخصیت ، بفرمااا بیــــرون آقاااا!!! گفتم میخواستم بگم پـَـرت شدم رو رمل های كویر ، احتمالا توش ماسه رفته باشه! طرف دوساعت عذر خواهی كرده ، میگه پس آوردین درستش كنیم؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ مرگ مغزی شده آوردم اعضای قابل اهدای سالمش رو بردارین..!
5-رفته بودم بانک یه چک رو نقد کنم. کارمند بانک چک رو گرفته میگه مال بانک ماست؟ میگم پـَـ نـَـ پـَـ مال بانک همسایست باهاشون رودرواسی دارم گفتم زحمت نقد کردنشو به شما بدم.


6-استاد داره در مورد زیر سازی راه صحبت می کنه یکی پرسید استاد رو سازی با آسفالته؟ یکی از بچه ها گفت پـَـ نـَـ پـَـ با چمن رو سازی می کنن که وقتی با موتور تصادف می کنی می خوری زمین پاهات درد نگیره

7-یه آگهی استخدام تو روزنامه دیدم زنگ زدم می گم:سلام راجع به آگهیتون تماس گرفتم!منشیه میگه:می خواین استخدام بشین؟میگم: پـَـ نـَـ پـَـ می خوام ببینم چند نفر رو استخدام کردین،شماره موبایلاشونو بگیرم به همشون تبریک بگم...

8-تو اتوبوس نشسته بودم کنار رفیقم،یه پیر مرده اومد کنارمون واستاد،بلند شدم پیر مرده جام بشینه رفیقم گفت پاشدی آقا بشینه؟گفتم پـَـ نـَـ پـَـ پاشدم میله رو بگیرم بارفیکس برم.

9-مامور آمار اومده در خونه میپرسه خانوادتون چند نفرید؟ میگم 5 نفریم . میگه: خودت رو هم حساب کردی؟ پـَـ نـَـ پـَـ من پسر همسایه‌ی روبروشون هستم خانواده خودمون مشکل مالی داشتند بابام مجبور شد منو برای یه نیم فصل بطور قرضی بفرسته اینجا.... فصل بعد هم برمیگردم خونه خودمون... شما هم اگه زحمتی نیست منو نشمار که امارمون با هم جور در بیاد

10-اومدن خواستگاریم من و مامانم و بابام نشستیم، مادر طرف میگه عروس خانم ایشون هستن؟ مامانم گفت پـَـ نـَـ پـَـ اون سیبیل کلفت شکم گنده عروسه بهش میگیم بابا!
دوستان امیدوارم لذت برده باشید. نظر یادتون نره.


جک جدید

-یه آقایی که دکترای ریاضی محض داشته، هر چقدر دنبال کار می گرده بهش کار نمیدن!! خلاصه بعد از کلی تلاش، متوجه میشه شهرداری تعدادی رفتگر بی سواد استخدام می کنه!!
میره شهرداری خودش رو معرفی می کنه و مشغول به کار میشه…!
بعد از دو سه ماه میگن همه باید در کلاسهای نهضت شرکت کنید! این بنده خدا هم شرکت می کنه!!
یه روز معلم محترم در کلاس چهارم، ایشون رو می بره پای تخته تا مساحت یک شکلی رو حساب کنه! تو این فکر بوده که انتگرال بگیره یا نه که می بینه همه دارن داد می زنن:
انتگرال بگیر…!!!


طرف لکنت زبان داشته ، زنگ میزنه اورژانس که بیاد جنازه همسیاشونو که مرده ببره ،… میگه ،اااالو اااوورجانس ،این ههههمسایمون ممممرده یه آمبولانس بفرستین ، طرف میگه آدرستون؟! ، یارو تا میاد آدرسو بگه زبونش بند میاد میگه ظظظظظ، طرف میگه ظفر منظورته ، میگه ننننننننه،طرف فکر میکنه سرکاره قطع میکنه ،۲هفته بعد همین اتفاق میوفته بازم طرف میگه آدرستون، باز زبونه یارو بند میاد میگه ظظظظ، طرف میگه ظفر،میگه نن…ننه …، باز مامور اورژانس فکر میکنه سرکاره قطع میکنه ۳ ماه رد میشه،باز طرف زنگ میزنه میگه اااااووووورژانس، این هههمسایمون ممممرده محلللمون بوی گه گگگرفته یه آمبولانس بببفرستین ، طرف میگه آدرستون؟!، باز زبونه یارو بند میاد میگه ظظظظ، از اونور میگن آقا منظورت ظفر، طرف میگه ااااره بببیناموس کککشوندم آوردمش ظفرببببیا بببرش.

3-فقط تو ایرانه که وقتی میخوائیم به یه مهمان تعارف بکنیم که تو خونمون راحت باشه
میگیم پا شو شلوارتو در بیار…

4-ل.ره میره امریکا ازش میپرسن can you speak english
میگه:ما که نفهمیدیم چی گفتی ولی برای اطمینان مادرتو …

5-میدونم، شمام وقتی‌ باباتون میاد بالا سرتون سر کامپیوتر وای میسته، همه چیو مینیمایز می‌کنید مثل گاو الکی‌ تو دسکتاپ میچرخین !!!

6-ل.ر.ه و ت.ر.که لب رودخونه کله پاچه میشستن، یهو آب کله رو میبره. ل.ره. برای کله علف تکون میده. ت.ر.که بهش میگه ولش کن نمیتونه فرار کنه، پاهاش دست منه !!!

7-ین بچه نظام آبادیا که حمیده رو سوار موتور میکنن میبرن هفت حوض بهش بستنی قیفی میدن و شبش هم کلی با موبایل رو دشک ازش فیلم میگیرن و خاری هستن در چشم
این پسر بورژواها که ۵ صبح پا میشن با پرادو میرن دنبال دختره و میرسوننش دانشگاه آزاد گرمسار و تا عصر صبر میکنن کلاسش تموم شه و بعد که میرسوننش خونه موقع خدافظی دستشونو دراز میکنن که دست بدن که دختره میگه: نه کوشیار جان! هنوز زوده

8-پسره از باباش میپرسه بابایی..
من چطوری به دنیا اومدم.باباش میگه یه شب که هممون خواب بودیم یه فرشته اومد تورو گذاشت تو شکم مادرت….
بچه میگه :پس این همه که تو ک… فایده نداشت؟

9-تو انتقال خون از غضنفر میپرسن اخیرا رابطه ج.ن.س.ی پر خطر داشتی؟
میگه:بله رفتم خونه دوست دخترم هر لحظه ممکن بود باباش بیاد

10-بیست سوالی غضنفر:
- جانداره؟
- نه!
الهی… چرا مُرده ؟؟

11-مرد: وقتی دعوامون میشه چرا عصبانی نمی شی؟ زن : خودمو کنترل میکنم . مرد: چه جوری ؟ زن : کاسه توالت رو می شورم . مرد : چه ربطی با دعوای من و تو داره ؟ زن :آخه با مسواک تو می شورمش.

12-پر کاربردترین دروغ،پشت تلفن: اونم سلام میرسونه

13-ل.ر.ه تو جبهه رو پیشونی بندش نوشته بود: یا زهرا یا دختر داییم یا هیچکس

14-زن یه دکتر ا.ص.فهانی میمیره،  روی سنگ قبرش می نویسه : آرامگاه زری همسر دکتر رحیمی مختصص زنان و زایمان ، مطب : خیابان جلفا کوچه سوم پلاک ۲۰ . پذیرش از ساعت … !

15-غضنفرموبایلش رو ویبره بوده میبره پیش موبایل فروش میگه موبایلم خرابه
میپرسه اشکالش چیه؟
میگه: هرچی زور میزنه نمیتونه زنگ بزنه.

16-پدر : پسرم چرا از من و مامانت فاصله گرفتی ؟
چرا با مادرت قهری ؟
پسر : اگه فاصله افتاده ! اگه من با ننم قهرم ، تو کاری با ننم کردی ، که فکرشم نمیکردم

17-یارو میره دکتر به دکتر میگه آقای دکتر این چشم ما درد میکنه دکتر میگه بخواب رو تخت یارو میگه آقای دکتر چشمم درد میکنه چرا رو تخت؟ دکتره میگه شما به امور پزشکی وارد نیستی بخواب رو تخت بعد دکتره میگه لباساتو در بیار یارو میگه آقای دکتر چشمم درد میکنهااا دکتره میگه عزیزم شما به امور پزشکی وارد نیستی بعد یارو میگه آقای دکتر لاقل درو ببند مردم به امور پزشکی وارد نیستند فکر میکنن داری منو می…

18-یارو میره دکتر به دکتر میگه آقای دکتر این چشم ما درد میکنه دکتر میگه بخواب رو تخت یارو میگه آقای دکتر چشمم درد میکنه چرا رو تخت؟ دکتره میگه شما به امور پزشکی وارد نیستی بخواب رو تخت بعد دکتره میگه لباساتو در بیار یارو میگه آقای دکتر چشمم درد میکنهااا دکتره میگه عزیزم شما به امور پزشکی وارد نیستی بعد یارو میگه آقای دکتر لاقل درو ببند مردم به امور پزشکی وارد نیستند فکر میکنن داری منو می…

19-فک کردن ما باورمون میشه مگه میشه تو تابستون هوا اینقدر غیر منتظره عالی باشه
بازم انتخابات مجلس نزدیکه !!!

20-دیشب یه پشه اومد منو گزید .افتادم دنبالش .
گوشه اتاق خفتش کردم . اومدم بکشمش . بهم گفت بابا .
راست می گفت . من باباش بودم . خونه من تو رگاش بود . بغلش کردم تا صبح ۲ نفری گریه می کردیم .

21-دانشمندان ل.ر کشف کردند که افرادی که عمر بیشتری دارند، دیرتر میمیرند!

22-یکسال . یک ماه از محرم گذشته بوده ولی هنوز تو شهر صدای سینه زنی میومده
مردم میرن پی ماجرا میبینن دسته ت.ر.ک.ها تو کوچه بن بست گیر کرده

23-به غضنفر میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟
میگه آره.
میگن خوب نام ببر؟
میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم

24-کمپوت باز کردیم بخوریم ، به مامانم میگم : مامان فکرکنم مزش عوض شده …
میگه : آره
میگم : بریزمش دور ؟
میگه : نه بزار تو یخچال بابات میاد میخوره !!!

25-اولین هنری که پس از دیدن چهره آرایش کرده دختران امروزی به ذهن شما متبادر میشود چیست؟
 الف: مینیاتور.
ب: صافکاری، بتونه کاری و نقاشی اتومبیل!!!!
ج: آسفالت کوچه بغلی!!!!
د: من به ناموس مردم نگاه نمیکنم
خب دوستان امیدوارم خوشتون اومده باشه نظر یادتون نره. بای


داستان طنز کوتاه

دو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو دوستان بسیار قدیمى همدیگر بودند.

هنگامى که بهمن در بستر مرگ بود، خسرو هر روز به دیدار او میرفت.


یک روز خسرو گفت:

«بهمن جان، ما هر دو عاشق فوتبال بودیم و سالهاى سال با هم فوتبال بازى میکردیم. لطفاً وقتى به بهشت رفتى، یک جورى به من خبر بوده که در آن جا هم میشود فوتبال بازى کرد یا نه.»

بهمن گفت:

«خسروجان، تو بهترین دوست زندگى من هستى. مطمئن باش اگر امکانش بود حتماً بهت خبر میدهم»

چند روز بعد بهمن از دنیا رفت.

یک شب، نیمه هاى شب، خسرو با صدایى از خواب پرید. یک شیء نورانى چشمکزن را دید که نام او را صدا میزد: خسرو، خسرو ....

خسرو گفت: کیه؟

منم، بهمن.

تو بهمن نیستى، بهمن مرده!

باور کن من خود بهمنم..

تو الان کجایی؟

بهمن گفت: در بهشت! و چند خبر خوب و یک خبر بد برات دارم.

خسرو گفت: اول خبرهاى خوب را بگو.

بهمن گفت: اول این که در بهشت هم فوتبال برقرار است. و از آن بهتر این که تمام دوستان و هم تیمیهایمان که مردهاند نیز اینجا هستند. حتى مربى سابقمان هم اینجاست. و باز هم از آن بهتر این که همه ما دوباره جوان هستیم و هوا هم همیشه بهار است و از برف و باران خبرى نیست. و از همه بهتر این که میتوانیم هر چقدر دلمان میخواهد فوتبال بازى کنیم و هرگز خسته نمیشویم. در حین بازى هم هیچکس آسیب نمیبیند.

خسرو گفت: عالیه! حتى خوابش را هم نمیدیدم! راستى آن خبر بدى که گفتى چیه؟

بهمن گفت:

مربیمون براى بازى جمعه اسم تو را هم توى تیم گذاشته

 

منبع: iranjok.ir



با سلام.امیدوارم مطلب مورد نظرتون روپیدا کنید.خواهش میکنم نظر بدید هرچی که بود

نوید


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




افزایش آمار بازدید